محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
561
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
خداوند متعال تكليف كمى براى انسان قرار داده است و در برابر آن ، ثواب عظيمى را در نظر گرفته است . خداوند دستور انفاق همه داراييهاى مؤمن را نداده ؛ بلكه دستور داده است كه قدرى براى دنيايش عمل كند و قدرى براى آخرتش و بر روى زمين فساد نكند و خيانت و مكر و ظلم و كلاهبردارى نكند . افراد زيادى در زمان پيامبر صلّى اللّه عليه و إله همه مال و دارايىهاى خود را در راه خدا انفاق كردند ؛ ولى پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و إله آنها را نهى كردند . فردى يك تخم طلا نزد پيامبر صلّى اللّه عليه و إله آورد و گفت : اى رسول خدا اين طلا ، كليه موجودى من است ؛ اين را بگيريد و در راه خدا انفاق كنيد . حضرت صلّى اللّه عليه و إله نپذيرفت و آن را نگرفت . آن فرد دوباره آمد و حرف خود را تكرار كرد . پيامبر صلّى اللّه عليه و إله با ناراحتى زياد طلا را گرفت و دوباره آن را به او پس داد و فرمود : همه مال خود را مىدهيد و سپس از مردم گدايى مىكنيد . صدقه به چنين افرادى تعلق نمىگيرد . . . مالت را بگير كه نيازى به آن نيست . « 1 » ( و تاللّه لو انماثت قلوبكم انمياثا ، و سالت عيونكم من رغبة إليه ، أو رهبة منه دما ، ثمّ عمّرتم في الدنيا ، ما الدنيا باقية ، ما جزت أعمالكم عنكم ، و لو لم تبقوا شيئا من جهدكم أنعمه عليكم العظام ، و هداه إيّاكم للإيمان ) اگر فردى از اول دنيا تا آخر آن زنده باشد و تنها پرستش خدا را كند و قلبش از ترس خدا مانند نمك ذوب شود و از دو چشمش به جاى اشك خون جارى شود و هر نيرويى كه دارد براى به دست آوردن ثواب خدا تقديم كند و . . . چنين عبادتى ارزش يك نعمت از نعمات خداوند را ندارد .
--> ( 1 ) . نك : المستدرك على الصحيحين : 1 / 544 ؛ سنن ابى داود : 1 / 389 ؛ سنن دارمى : 1 / 391 ؛ مسند ابى يعلى : 4 / 65 ح 2084 ؛ صحيح ابى خزيمه : 4 / 98 ؛ تاريخ دمشق : 33 / 5 .